در حاشيه خبر روستاي قوژد...
۱- گزارشي از روستاي قوژد كاشمر سر وصدايي به پا كرد.موافق ومخالف بهره بردند.از سايت هاي داخلي تا بيگانه وسلطنت طلب.
۲- گزارش نويس ايسنا شايد اولش فكر نمي كرد كه گزارشي از يك روستاي دور افتاده ايران ، بتواند ملعبه اي براي تخريب نظام جمهوري اسلامي ايران قرار گيرد.
۳-نكته جالب تر اين كه خبر براي سايت هاي سلطنت طلب شيرين تر آمده وكامل تر هم منتشر شده است.سايت ايران ب ب ب چند عكس گاو و گوسفند زده تنگ خبر و همه ايران را به باد انتقاد گرفته است.
۴- بيچاره مردم قوژد.فردا خبرنگاري در برابر آقاي خزاعي نماينده ايران در سازمان ملل متحد بپرسد زادگاه شما در ايران كجاست؟مي گويد قوژد.تصور مردمي كه گزارش قوژد را خوانده اند چه خيالاتي خواهند كرد!
۵-برخي ها را بايد خداي سوء استفاده خواند.حالا پس از سال ها كساني پيدا شده اند كه به روستاها برسند.قطعن براي برطرف كردن مشكلات بايد مسائل طرح شود.يك مساله ممكن است آب بهداشتي باشد و يا .... كساني بايد روسياه شنيدن اين مشكلات باشند كه در طول سال هاي گذشته در دوران مسووليتشان به جز جمع كردن آراء مردم به روستاها نرفته اند.مسووليت دولتي وغير دولتي داشتند ولي متاسفانه به جز ايام دهه فجر! درد مردم را نه شنيده اند و نه ديده اند.يا حداكثر از طرح آنها نردبان سياسي ساخته اند وبالا رفته اند والبته و صد البته مردم آنها را به پائين خواهند كشيد.
۶- البته از برخي دوستان كه كركره گوش منطق را كشيده اند و دهان وا مردما -خود مردم را ساده مي انگارند و ديگران را پوپوليست مي نامند- باز كرده اند،و جز به منافع حزبي و جناحي خود نمي انديشند،دور از انتظار نيست.عادت كرده اند مقلد سياسي باشند.ودر عين حال دوست دارند مردم آنها را معلم بنامند و بدانند.نه چشمي براي ديدن باز مي كنند و نه مي خواهند چشمي آنها را ببيند.سوادشان را به صنعت كپي آغشته اند و روغن چراغشان را به ريا و تزوير!
۷- باندهايي از اين دست در شهر ما با چراغ خاموش بسيارند والبته در طول تاريخ بوده اند وخواهند بود.
۸- اما آيا به راستي قلم هايي اين چنين در خدمت ملتند.قضاوت را به تاريخ مي سپارم.
۹- مردم خوب وتاريخي قوژد گه فرزندان علم وهنر تقديم ايران كرده اند پس از خواندن گزارش در سايت هاي خبري بيگانه چه واكنشي نشان خواهند داد؟
