تبليغاتX
صبح کاشمر

صبح کاشمر

فرهنگي و اجتماعي

همه ماجرا اين است...

همه ماجرا از یک یادداشت برای دوستی ناشناس در نقد کسانی که دوست دارند شهر را دو جبهه ای کنند شروع شد.یادداشت هایی که می خوانید در جواب همان نقد است.مساله مهم همه این یادداشت ها آنست که حقیر نام ونام خانوادگی ام مشخص است و حیات دارم وزندگی می کنم و به قول دوستان دل می سوزانم اما حکایت این یادداشت ها متفاوت است .بی نام وبی نشان.

آقای ابراهیمی – من هم با نظر آقای حامد موافقم که شما بر اساس القائات دیگران و بدون شناخت عمیق از افراد اظهار نظر می کنید و به قولی از راه دور موج منفی می فرستید . واقعاً اگر کسی این حرکت مثبت هیئت شهداء را که چند سالی است از سخنرانان غیر روحانی نیز استفاده می کند به حرکت حسینیه ارشاد تشبیه کند شما دنبال شریعتی و مطهری آن می گردید ؟. مگر کسی ادعای مطهری و شریعتی بودن داشته است ؟. خوشبختانه در ادامه حرکت هیئت شهدا امسال هیئیت حسینی هم از آقایان دکتر سادات و سیبویه به عنوان سخنران غیر روحانی استفاده کرد . راستش بگذارید صادقانه بگویم من احساس می کنم منظور شما از آقای خ ، آقای خزاعی رییس سابق آموزش و پرورش است که یکی از سخنرانان هیئت در سالهای اخیر بوده است . من نمی دانم چقدر ایشان را می شناسید ولی من به عنوان یکی از شاگردان ایشان که در مدرسه شاهد به مدیریت ایشان درس خوانده ام با شناختی که از ایشان دارم مانند بسیاری دیگر از همشهریانم ایشان را از نخبگان منطقه میدانم بر خلاف جنابعالی که تحت تأثیر القائات دیگران ماهها قبل از برگزاری انتخابات شوراها نوشته بودید که قرار است ایشان بیاید و پیش بینی میکنم چه خواهد شد در حالی که نه تنها ایشان نیامد بلکه ائتلافی از نخبگان شهر را تشکیل داد و آنان را هماهنگ کرد و ائتلاف آنان موفق شد . آقای ابراهیمی بیایید قضاوت را به مردم واگذار کنیم . اگر مردم همه مثل شما که گویا از ارادتمندان آقای بلوکیان هستید فکر می کردند اینقدر برای آقای خزاعی اعتماد و احترام قائل نبودند .

مجتبی

جناب ابراهیمی عزیز - از پاسختان ممنونم . ولی عزیز من شما که نبودی که ببینی آقای خ و آقای سادات امسال چه چهره نو و زیبائی از عاشورا و قیام امام حسین ارائه دادند . آیا واقعاَ مشی جنابعالی که دیگران را به تبعیت از مشی شهید مطهری دعوت می کنید منطبق با مشی آن شهید است . عزیز من می دانم دلت برای شهر می سوزد و دغدغه توسعه زادگاهت را داری اما این را صادقانه بپذیر که در حصاری اسیر شده ای که انسان را به یاد " حصار در حصار " مخملباف می اندازد . شما که نبوده اید چگونه از سخنرانی شبهای محرم در حسینیه شهدا برداشت خبازی و بلوکیانی می کنید . تو خودت به وجدانت مراجعه کن و ببین قضاوتت در مورد برخی افراد که حتی یک دقیقه پای صحبتشان ننشسته ای که ببینی چقدر دیدگاهشان با دیدگاههای خودت ممکن است نزدیک باشد آیا همان مشی شهید مطهری است ؟. شما تاکید داری که تقسیم بندی خبازی و بلوکیانی و جود نداشته باشد من هم به شدت با شما موافقم ولی فکر نمی کنی که نوعی دیگر از تقسیم بندی ممکن است جایگزین آن شود . راه حل عملی خود را ارائه بدهید و گرنه از راه دور کینه و نفرت ورزیدن به دیگران بخصوص به آقای ع و خ که سرمایه عمرشان را برای این انقلاب هزینه کرده اند , مشی معاویه ها و یزیدیان است

حامد

آقای ابراهیمی - راستش وقتی به وبلاگ شما سر می زنم احساس می کنم حصاری به دور خود کشیده اید و در این حصار تنگ بدبینی گرفتار شده اید . واقعاَ با این منفی نگری فکر می کنید مشکلی از مشکلات شهر حل می شود . آیا اگر بیاییم و راهکار عملی و اجرایی با این آقایان بدهیم بهتر نیست ؟. آیا فکر می کنید با نق نق کاری مثبتی صورت می گیرد . هی مرتب بگویید که من از راه دور دلم برای این شهر می سوزد که مشکلی را حل نمی کند . قضاوت شما در باره مسائل و اشخاص شهر , بر اساس گفته های این و آن است نه لمس خودتان .

ایمان

آقای ابراهیمی با شناخت کمی که از شما دارم گمان می کرده ام که شما تفکر اصلاح طلبانه دارید . ولی نارضایتی از تیتر یک نشریه محلی را که ماجرای آن درست هم بوده است این نظر مرا رد می کند . شاید توجیه کنید که هدف دیگری داشته اید اما برداشت چیزی جز این نیست .

محمدی

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 بهمن1385ساعت   توسط مهدی ابراهیمی  |