تبليغاتX
صبح کاشمر

صبح کاشمر

فرهنگي و اجتماعي

درباب انتخابات شوراها

چه بگويم وچه بنويسم كه خوب و بد پاي هم نسوزند.همه را به يك چوب نرانم.و درباره همه دوستاني كه قصد قربت الي الله كرده اند ديوار را يك طرفه گل نكنم.

اگر به درون خويش مراجعه كنيم و با خودمان صادق باشيم اين قدر به قصد تخريب وتحقير همديگر قصد قربت نمي كنيم.عرصه انتخابات،آنهم از جنس شوراي شهر دوباره مجالي براي حضور شيطان در خانه ها ي مان فراهم خواهد آورد.افراد را دور هم جمع مي كنيم وقولهاي صد من يك غاز مي دهيم بي آنكه حتي يك بار هم كتاب قانون شوراها را مطالعه كرده باشيم.بعضي ها احساسات مذهبي وبرخي ها عواطف ناشي از سرخوردگي هاي اجتماعي برخي از طبقات وگروه هاي اجتماعي را هدف آماج انديشه هاي هيچ وپوچ خود قرار خواهند داد.چقدر وقت چه قدر نيرو چه قدر از عمر مان را به بطالت هدر خواهيم داد.

برخي ها براي بعضي كانديداها پدر بزرگي مي كنند احتمالا حرف هاي بس نصيحت مندانه شان را شنيده ايد.نمي دانم از نزديك با برخي از اين آدمها نشست و برخاست داشته ايد يا نه؟ بعضي هاهم تمام هم وغمشان را گذاشته اند كه در هر شرايطي اجازه ندهند تفكر عقيده يا سليقه مخالفشان راي بياورد .

برخي ها از همين الان دروغ مي گويند. هنوز نه عرصه انتخابات است ونه در معرض انتخاب قرار گرفته اند ونه رايي آورده اند.تهمت و غيبت شيريني محافل انتخاباتي يشان شده است.حتي تهمت و ناسزا به خودش خانواده اش و ايل وتبارش.

ضعف برنامه ، ضعف برنامه وباز هم ضعف برنامه و دوباره بي برنامه ها و تكرار كنم ضعف برنامه.رنج بزرگ امروز مردان آينده شورائيان ماست.عدم توصيف وضع موجود وبرنامه ريزي براي وضع مطلوب آينده فرداي روزمره گي و دعواي خاله زنكي نويد بخش مردان و زنان ساختمان جنب آب و فاظلاب خواهد بود.

چالش هاي امروز شهر را چه كسي رصد كرده است؟ من براي چي آمده ام؟براي كي؟ ومي خواهم چه تاجي بر سر مردم اين ديار بزنم. وقتي مي گويند فعلا ببينيم چي مي شود؟ حرص آدم در مي آيد كه اين آدمها چند نفر آدم بيچاره تر از بدبختي خودشان را جمع كرده اند و مي خواهند فهرست تهيه كنند وفرهست تهيه مي كنند وتابلو مي زنند كه گروه راستي ها ما هستيم و يا گروه چپي ها ما هستيم ويا ميانه ايم.

پس گروه راستگو ها چه كساني هستند؟ گروهي كه از سر صداقت بيايد برنامه تدوين كند نه براي گرفتن نتيجه كه براي تعالي شهر.براي مردم خيابان نيازمند.براي مردم خيابان قائم.براي مردم كوچه پس كوچه هاي تنگ شهر.براي مردم كوچه هاي بن بست.براي شادابي و نشاط .براي طرحي در برابر حاشيه نشيني. براي طرحي براي گردشگري. براي طرحي منابع درآمدي نو براي شهرداري. براي فعال شدن بازار روز شهرداري براي ساماندهي بهداشت براي آلودگي هوا و براي دانشجو وبراي دانش آموز وبراي فضاي سبز و براي فراغت وتفريح .براي كتاب و كتابخواني.براي معماري هچل هفت شهر.براي حفظ مواريث كهن.وبراي آسيب هاي اجتماعي وبراي تقويت بنياد خانواده وبراي ناهنجاري هاي اجتماعي و همه برابر قانون واختياراتي كه قانون به من داده است.

وبه دروغ نگويد من بيكاري را حل مي كنم . من عوارض نوسازي را كم مي كنم. من اجازه ساخت وساز نمي دهم من فقط به عشق مردم آمده ام من عشق خدمت داشتم من و هزار من ديگر................... 

به اميد ظهور مرداني كه راستگو باشند

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 مهر1385ساعت   توسط مهدی ابراهیمی  |