تبليغاتX
صبح کاشمر

صبح کاشمر

فرهنگي و اجتماعي

دوشنبه شب پیرمرد ۱۰۰ ساله ای را از دست دادیم. مثل همیشه حاشیه بر از دست دادن یک نفر بیشتر است.داستان هایشان را خودتان بلدید.اینکه دیگه یک نگاه دیگری داشت.طور دیگری غذا خورد و یا از همه خداحافظی کرد و ...

در کنار همه ی این مطالب درست و یا نادرست که خیلی هم مهم نیست و اتفاقا بعضی ها برای آن خیلی اشک می ریزند وناله می کنند برای من از جهت دیگری این حادثه خیلی ناراحت کننده بود.اگر اشکی ریختم به حال خودمان بود وگرنه او رفته بود برای همیشه.

حداقل ۲۰ سال است که او را دقیق می شناسم.

نماز اول وقت به جماعت و در مسجد (تا وقتی که درخانه نشین نبود)

هر سال یک شب سفره برای ابا عبدالله

حمایت از انقلاب اسلامی ، امام خمینی و مقام معظم رهبری از اول انقلاب

او در ماه مبارک رمضان از دست ما رفت.کسی که از ترس نگاهش از فضولی هایی که سایر بچه های ده انجام می دادند دوری می کردم.همه احترامش را داشتند حتی فرزند ۷۵ ساله اش و نوه ها به هر بهانه ای یا مناسبتی در خانه اش جمع می شدند.همه را نصیحت می کرد.به خوبی  وبه خیر و به صلاح.بسیار مودب بود.

امروز  جای پدر بزرگمان را که واقعاپدری بزرگ و بزرگ خاندان ابراهیمی بود بیش از هر روز دیگری احساس می کنیم.

۵ روز از چشم به روی هم گذاشتنش می گذرد و من به حرف هایش فکر می کنم.

بعضی وقتها می گفت فلانی حوض است کاری به کارش نداشته باشید.

آدم بی پول جنس ارزان نمی خرد و ... گریه ام برای از دست دادن پدری بزرگ بود

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1385ساعت   توسط مهدی ابراهیمی  |