تبليغاتX
صبح کاشمر

صبح کاشمر

فرهنگي و اجتماعي

از لطف همه دوستان سپاسگذارم

دو بار یک مطلب طولانی برای دلائل عدم حضورم نوشتم که متاسفانه در موقع ارسال روی صفحه قرار نگرفت.

حتما همین هم حکمتی دارد.

جناب بی تقصیر عزیز

بی نهایت از یادداشتتان سپاسگذارم.یاد اولین یادداشتتان افتادم که مرا تشویق به نوشتن کردید.

الان هم فرصتی برای تاپ دوباره ندارم. اما حتما خواهم نوشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت   توسط مهدی ابراهیمی  | 

نويسنده: مجتبی نوریان پنجشنبه 31 فروردين1385 ساعت: 17:13

از اینکه هنوز هم قلب کاشمریها در جای جای ایران برای شهرشان می تپد خوشحالم.البته بسیارند افرادی که از این دیار برخاستند و نمکدان شکستند. بیاییم کاشمریهای دلسوز , را کاشمریهای عاشق را و کاشمریهای با تعصب به پیشرفت شهرشان را گرد هم آوریم و دستمان را برای ساختن کاشمری بهتر از گذشته بسویشان دراز کنیم.
من متاسفانه شناختی از آقای ابراهیمی ندارم ولی برای هر دلسوز این خطه آرزوی موفقیت دارم

نويسنده: دکتر ابراهیمی پنجشنبه 31 فروردين1385 ساعت: 19:50

مهندس عزیز ! به چهره تاکنون این مرد را ندیده ام اما نوشته هایش از خلوص و عمقی و سادگی ای بر خوردار است که بر دل می نشیند. مطلبش را که خواندم احساس کردم که زخمی مهلک از زمانه بر دل دارد و دلسوخته ای است که ناگفته های فراوان در سینه پنهان ساخته است. چه خوب می شد که اندرون از حرمان و اندوه و غم و رنج بر فضای مجازی وب خالی می ساخت و بر مرام خودش چون مردان ثابت قدم باقی می ماند و اندیشه خویش (فارغ از آنچه که دیگران می پسندند ) آزادانه و آگاهانه در این دیار می پراکند .اوضاع این دیار محتاج تیغ تیز نقد است. نقد گریزان و نقد هراسان با هر مسلک و بینشی یا تغییر روش دهند یا با خنجر تیز ناقدان به جدال بر خیزند. در فضای آلوده و ساکن مرداب حشرات ساکن می شوند و تکثیر می گردند و عفونت می پراکنند. تجربه نشان داده است جا خوش کردگان بر ناز بالش منفعت و امکانات با زبان خوش قصد تغییر رویه ندارند و به مرور پوستی همانند کرگدن پیدا نموده اند و جز تیغ نقد و روشنگری چاره ای باقی نگذاشته اند. اگر معرکه از صاحبان فکر از هر طریقتی خالی شود راهزنان اندیشه و شرف و آبرو کیسه های بس گشادی بر هستی ساکنان این دیار فراموش شده خواهند دوخت.

نويسنده: سیدهاشم موسوی دوشنبه 4 ارديبهشت1385 ساعت: 0:12

سلام مهدی جان.خیلی وقته چیزی در مورد این شهر نخوندم.از جمله وبلاگ تو رو.ولی ادمایی مثل تو حیف میشن همیشه.پاینده باشی.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت   توسط مهدی ابراهیمی  | 

پنجشنبه 31 فروردين1385 ساعت: 0:11 توسط:محمد طاهری

دوست عزیز.من همیشه وبلاگ شمارا می خوانم.با صداقت می نویسید وجزو معدود ادم هایی هستید که درکاشمر دغدغه دارید.هرکجا رفتید موفق باشید.آسمان مال شماست.

پنجشنبه 31 فروردين1385 ساعت: 0:55 توسط:بی تقصیر

سلام. من هم شاید ....بگذریم. هنوز مصمم نیستم. ولی شاید وبلاگم را به عرصه شعر و شور تبدیل کنم و برای آینده فرزندانم دلنگران باشم. مطلبتان بی تعارف اشکم را در اورد. اخر چرا ؟ چرا بزرگان این دیار چه انانی که در اینجایند و ان های که در تهران انجمن اهالی ترشیز تشکیل می دهند اینقدر ..... هستند. خداحافظی تان را در وبلاگم درج می کنم.

پنجشنبه 31 فروردين1385 ساعت: 22:34 توسط:م.آزاد

چه قدر همیشه زود دیر می شود.
مهدی عزیز بودنت غتیمی بود، ننوشتنت را ارج می نهم از پی اینکه روزی دوباره باز گردی

چهارشنبه 6 ارديبهشت1385 ساعت: 15:36 توسط:حسینی

مهدی جان سلام
من هم یکی از شهروندان زادگاه تو " کاشمر " هستم و همچون تو دغدغه آبادانی و سرافرازی شهرم را دارم . در نوشته ات صداقت موج می زند ولی بیا بپذیریم که گاهی اوقات ممکن است قضاوتهایمان بر پایه اطلاعاتی ناصحیح بنیانگذاری می شود . آنچه را که از مدیریت شهری انتظار داشته ایم که تا کنون برآورده نشده است . مشترکاً امیدواریم در آینده برآورده شود . اما در مورد کسی که شنیده ای شاید در دوره بعدی شوراها مطرح باشد به نظر می رسد که اطلاعات غلطی به تو منتقل کرده اند اگرچه چنانچه فرد مذکور حاضر به آمدن به این عرصه باشد از تمامی افرادی که تاکنون در این زمینه فعالیت کرده اند توانمندتر به نظر می رسد . بگذار برای آبادانی و سربلندی شهر که دغدغه مشترکمان است از همه استعدادها استفاده گردد . شاید پیش بینی من وتو کمی عجولانه به نظر برسد .
حسینی

پنجشنبه 31 فروردين1385 ساعت: 22:34 توسط:م.آزاد

چه قدر همیشه زود دیر می شود.
مهدی عزیز بودنت غتیمی بود، ننوشتنت را ارج می نهم از پی اینکه روزی دوباره باز گردی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت   توسط مهدی ابراهیمی  |