تبليغاتX
صبح کاشمر

صبح کاشمر

فرهنگي و اجتماعي

ببخشید باز هم دیر شد

تاخیر یک ماهه را این طور توجیه می کنم که حقیر روزهای آخر خدمت سربازی را در تهران گذراندم واکنون به مشهد مقدس آمدم.

الحمد الله 2 هفته مانده به پایان سربازی در یکی از سازمان های فرهنگی مشهد مشغول به کارشده ام. حدود دو هفته است که فقط در حال مطالعه پیشینیان هستم و فرصت وبلاگ نویسی نداشته ام.بماند که همزمان به دنبال پیدا کردن یک باب منزل رهن و اجاره در بوران برف و سرمای اخیر دست و پا برایم نمانده بود که فکرم نیز تعطیل شده بود.

دغدغه ها هم چنان اذیتم می کند.با مسائل اخیری که در شورای شهرپیش آمده است باز هم به این ضرورت رسیده ام که هر چه زودتر باید برای انتخابات شورای شهر عده ای بنشینند و برنامه ریزی کنند و اوضاع شهر را از این پریشانی به ساحل منطق و برنامه رهنمون سازند.

خدا کند کسانی که با من هم نظرند فرصت یک سال آینده که بسیار کم هم هست را ازدست ندهند.

به نظرم اوضاع بدتر از آنست که دلسوزان شهر بخواهند در چالش آمدن یا نیامدن توقف کنند.اگر شاید هیچ گاه به کاشمر برنگردم اما احساس تعلق خاطرم و مهم تر این که هر که می پرسد کجایی هستیم می گوییم کاشمری،نمی گذارد که بگذاریم وبگذریم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 بهمن1384ساعت   توسط مهدی ابراهیمی  |