در بررسی امورفرهنگی کاشمر با فراز و فرود های جالبی مواجه می شویم. می توان دو نگره خاص را در این حوزه شناسایی نمود.
نگاهی مبتنی بروظیفه اداری و نگاهی مبتنی بر ذوق و از سر درد
در مورد اول می توان به فعالیت های ریز و درشت فرهنگی در سطح شهر اشاره نمود. متولی امور فرهنگی در روی کاعذ اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد. نهادی که مطابق تعاریف موجود دارای تجهیزات مکفی و نیروی کارامد می باشد. نهاد ها و سازمان های از قبیل : آموزش و پرورش ، تبلیغات اسلامی ، مراکز آموزش عالی شهرستان ، شورای شهر و شهرداری ، حوزه علمیه ، هلال احمر، نیروی مقاومت ، کمیته امداد ،اوقاف و امور خیریه و مجموعه فرهنگی شهید مدرس نیز به فعالیت های تعریف شده در حوزه فرهنگی مشغولند . فعالان مذکور حوزه فرهنگ را از زاویه کسب معاش می نگرند و بیشتر به بیلان کار خودشان می اندیشند .
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر پیش از این عملا به صورت طایفه ای اداره می شد. تلاش عمده این اداره در دوره تصدی گری رئیس قبلی در بقای آرامش مجموعه هزینه شد. از خلاقیت فرهنگی اثری دیده نشد. امور فقط بر اساس بخش نامه های واصله پی گیری می شد. اگر کانون یا انجمنی هم به ثبت رسید و فعالیتی در این زمینه انجام شد دارای دو جنبه بود در عمل بی سر و صدا و بر روی کاغذ بسیارپر هیاهو.
بزرگترین مشکل در حال حاضر عدم هماهنگی واقعگرایانه در میان ارباب فرهنگ کاشمر می باشد. به تعبیری هر یک ساز خود می زنند و خود را در بخش مورد نظرشان محق می دانند .
اگر مروری بر نیروهای کارامد فرهنگی شهر داشته باشیم متوجه می شویم که در تخصص های مختلف دارای توانمندی های قابل اعتنایی می باشیم. متاسفانه ارباب فرهنگ شهر با اینان رابطه ای ندارند و نتوانسته اند آنان راجذب نمایند.
هزینه های فرهنگی ادارات مذکور هم شفاف نمی باشد. به تعبیری شما نمی توانید با مراجعه به این مراکز از اعتبار اختصاص یافته به حوزه های فرهنگی مطلع شوید.
خواستگاه های فرهنگی شهر نیز نظیرهیات مذهبی و آداب سور و سوگ و مقوله های نظیر تعزیه چندان مورد توجه قرار نگرفته است .بحث تحقیق و پژوهش در این حوزه جدی گرفته نمی شود.
در مورد دوم باید به بخش خصوصی فعال در موسسات فرهنگی ، مراکز عرضه محصولات فرهنگی ، کتابفروشی ها ، چاب خانه ها و مراکز تایپ و تکثیر و هم چنین افراد حقیقی اشاره نمود.
اینان فارغ از دغدغه های اداری و در راه رضای حضرت حق فعالیت می نمایند . تلاش آنان بدم چشم داشت های آنچنانی می باشد. در این وادی می توان به نویسندگان و محققانی اشاره نمود که مجدانه به فعالیت های خود می پردازند و از کمترین حمایتی برخوردارند.
در این دیارهنرمندانی وجود دارند که بی ریا در گوشه انزوایشان به آفرینش های هنری مضغولند و کشی به آنان سر نمی زند. شاعرانی را می شناسم که آثار شان را در چستو خانه نهان نموده اند.
مراکز خصوصی فرهنگی هم دغدغه نان دارند. ولی نوع کارشان پویایی بیشتری نسبت به مراکز دولتی دارد.
در مورد حوزه فرهنگ و نقش ان در توسعه کاشمر تغافل خاصی دیده می شود. کاشمر شهر جوانی است . جمعیت پویا و جوان ان توقعات خاصی داردکه متاسفانه بخش فرهنگی شهر به آن عنایتی ندارد.حضور شش هزار دانشجو و بالغ بر 37 هزار دانش اموز بیانگر سطوح مختلف این توقعات می باشد. به این جمع دانشجویان کاشمر مراکز آموزش عالی سطح کشور را بیافزاید. اینان می روند و می آیند و کاشمر را با نقاط دیگر این کشور مقایسه می نمایند. این قیاس از سوی دانشجویان غیر بومی کاشمر هم انجام می شود. نتیجه گیری جوانان از این قیاس ها مورد توجه هیچ مقام فرهنگی نمی باشد.
به این پارادوکس فرهنگی توقعات روستاییان کاشمر را هم بیافزاید. اینان هم از زیر ساخت های مدرن فرهنگی به دور می باشند. همه چیز را در تلویزیون و ماهواره و سی دی وویدئو می بینند و به اندیشه فرو می روند و سوالات مختلفی طرح می نمایند. چه کسی پاسخ گوی این سوالات می باشد ؟
خوشبختانه در کاشمر شاهد وحدت قومی و مذهبی می باشیم. برای تقویت این وحدت در حوزه فرهنگ چه کرده ایم ؟به گمان نگارنده باید تیم های مطالعاتی با استمداد از مراکز آموزش عالی و محققان محلی تشکیل و مواردی از این قبیل مورد تحقیق و پژوهش قرار گیرد.
کاشمر و مسوولانش هنوز از نعمت بانک های اطلاعاتی محرومند. ما نمی دانیم چه تعداد کاشمری فعال و مشهور و کارامد در حوزه های مختلف در سطح کشور و جهان داریم. اگر هم نام و نشانی از این بزرگواران داشته باشیم به هزار و یک دلیل از ایجاد ارتباطی منطقی با آنان پرهیز می نماییم و چه بسا از ایجاد ارتباط هم عاجز باشیم.
متاسفانه از شناخت آنچه که داریم هم غافل ماند ه ایم . چند نفراز مسوولان فرهنگی این دیار با مقوله های نظیر : مهندسی افکار عمومی ، میراث فرهنگی شهرستان ، فرهنگ عامه و آیین های منطقه ، جاذبه های گردشگری ، ناهنجاری های اجتماعی ، دغدغه های روستاییان و انتظارات جوانان و مسایلی از این دست آشنایی دارند؟
بر متولیان فرهنگی است که .... بگذریم ! چه باید بنویسم ؟ نمی دانم . امید که متولیان محترم به فکر فرزندان خود و دیگران و نسل آتی باشند.
منبع:کاشمر شناخت